حمله موشكی دشمن به ساختمانی كه سالها میزبان محفل قرآنی بانوان در شهرستان جرقویه استان اصفهان بود، به شهادت چهار نفر و تخریب كامل این مكان منجر شد؛ ساختمانی كه قرار بود ساعتی بعد میزبان دهها بانوی قرآنآموز باشد.
به گزارش رادیو قرآن ، صبح روز یكشنبه 17 اسفندماه، شهرستان جرقویه استان اصفهان شاهد حادثهای تلخ بود. در پی حمله موشكی دشمن به محل برگزاری محفل قرآنی بانوان «ابرار و احرار»، چهار نفر به شهادت رسیدند و ساختمانی كه سالها محل برگزاری این جلسات قرآنی بود، بهطور كامل ویران شد.
روحالله داستانپور، داماد خانواده معتمدی كه در این حادثه پدر و مادر همسرش را از دست داده است، درباره این محفل قرآنی میگوید: «محفل قرآنی ابرار و احرار سالها توسط مادر همسرم اداره میشد؛ حتی پیش از تولد همسرم نیز این جلسات برگزار میشد. بعدها همسرم نزد مادرش قرآن آموخت و پس از آن، هر دو با هم این محفل را اداره میكردند. بسیاری از بانوان شهر نیز در این جلسات حضور داشتند.»
به گفته او، در ماه مبارك رمضان این محفل بهصورت روزانه برگزار میشد و در هر جلسه بیش از 40 نفر از بانوان شركت میكردند. روز حادثه قرار بود پیكر یكی از شهدای حمله دشمن به اصفهان در شهر جرقویه تشییع شود؛ به همین دلیل تصمیم گرفته شد جلسه قرآن یك ساعت زودتر برگزار شود تا شركتكنندگان پس از پایان جلسه در مراسم تشییع حضور یابند.
داستانپور ادامه میدهد: «ساعت از هفت صبح گذشته بود كه پدر و مادر همسرم سوار خودرو شدند تا به محل برگزاری محفل قرآن بروند. آنها معمولاً زودتر از دیگران میرسیدند تا درِ ساختمان را باز كنند و مقدمات جلسه را فراهم كنند. قرار بود بعد از آنها، من هم همسرم را به آنجا برسانم و پس از پایان جلسه، همگی در مراسم تشییع شهید شركت كنیم.»
حمله به محفل قرآن
به گفته داماد خانواده معتمدی، زمانی كه آقا و خانم معتمدی به محل برگزاری جلسات قرآنی رسیدند، هنوز حدود نیم ساعت تا آغاز رسمی جلسه باقی مانده بود. همزمان با آنها، دو نفر از بانوان شركتكننده در این جلسات نیز زودتر از موعد به آنجا آمده بودند.
او میگوید: «آقای معتمدی درِ اصلی ساختمان را باز كرد و همسرش به همراه دو بانوی دیگر وارد ساختمان شدند. در همین زمان، پدر همسرم قصد داشت از ساختمان خارج شود و به خودرو برگردد تا در آنجا منتظر پایان جلسه بماند كه ناگهان صدای جنگندههای دشمن در آسمان شنیده شد.»
لحظاتی بعد دو موشك شلیك شد كه به ساختمان محل برگزاری محفل قرآن و ساختمانهای اطراف اصابت كرد.
داستانپور ادامه میدهد: «در همان زمان من و همسرم در حال آماده شدن بودیم تا به محل جلسه برویم. با شنیدن صدای انفجار، سراسیمه سوار خودرو شدیم و خودمان را به محل حادثه رساندیم. اما از ساختمان چیزی باقی نمانده بود.»
به گفته او، در این حادثه پدر و مادر همسرش به همراه دو بانویی كه زودتر از دیگران به محل رسیده بودند، به شهادت رسیدند. او میگوید: «بخشی از پیكرها به اطراف پرتاب شده بود و آنچه مقابل چشمانم میدیدم برایم باوركردنی نبود. كمی بعد مردم منطقه و نیروهای امدادی نیز به محل رسیدند. پیكر یكی از شهدا قابل شناسایی نبود و گفته شد باید از طریق آزمایش دیانای هویت او مشخص شود.»
این ساختمان قرار بود تنها دقایقی بعد میزبان حدود 40 نفر از بانوان شهر برای شركت در جلسه قرآن باشد، اما در اثر این حمله موشكی به تلی از آوار تبدیل شد.
داستانپور درباره پدر همسرش نیز میگوید: «پدر همسرم بازنشسته تربیت بدنی و فردی انقلابی بود. پس از شهادت رهبر امت و حادثهای كه در مدرسه میناب رخ داد، همچنان عزادار بود و در نهایت نیز به همراه همسرش و دو بانوی دیگر از شهرمان به جمع شهدای این جنگ پیوست.»
در این حادثه، عباسعلی معتمدی، بتول معتمدی، منظربانو عرب جعفری و پریجان عرب مؤمنی به شهادت رسیدند.