خانواده شهید حسین جعفری، یادداشتی را پس از شهادت او در وسایل شخصیاش پیدا كردند كه نوشته بود، هیچ چیزی نمیتواند مانع موفقیت من شود؛ نكته جالب اینكه او واژه موفقیت را با رنگ قرمز نوشته بود كه شاید از آن بتوان تعبیر به شهادت كرد.
به گزارش رادیو قرآن ، نخستین دیدار اعضای كمیته شهدای قرآنی فرهنگسرای قرآن در سال جدید، اختصاص به ملاقات با خانواده شهید حسین جعفری از شهدای جنگ رمضان داشت كه در قامت مدافع وطن در یكی از ایستگاههای بازرسی شهری، مورد حمله دژخیمان امریكایی و صهیونی قرار گرفت و به فیض شهادت نائل آمد.
در این دیدار رحیم قربانی را اساتید و چهرههای شناحته شده قرآنی همچون كریم دولتی، حسن ربیعیان، مسعود نیرومند، محمد انجمشعاع، ابوالفضل قدیانی و محمدمهدی آزاد همراهی كردند.
شهید حسین جعفری؛ متولد سال 1388 بود و به تازگی 16 سالش تمام شده بود. تصوری كه از یك نوجوان این سن میتوان داشت، فردی است كه به دنبال مطالبات و خواستهایی متناسب با سن و اقتضای روزگار نوجوانیش باشد، اما به قول سردار شهید حاج قاسم سلیمانی، شرط شهید شدن، شهید بودن است و شهید حسین جعفری نیز با همان طبع بزرگمنشانهای كه داشت و به قول پدرش همواره بیشتر از سنش نشان میداد و اندیشههایی فراتر از سنی كه آن را تجربه كرده بود در سر داشت نهتنها با همسالان خود بلكه با بسیاری دیگر از افراد بزرگسال نیز متفاوت بود.
وقتی چنین تفكری در روح و جسم فردی جاری و ساری باشد آن زمان است كه به نظر میرسد چنین فردی برگزیده شده از جانب خداست، چونانكه هیچ مانعی نمیتواند سد راه او برای رسیدن به اوج كمالی كه میتوان برای سعادتمندی هر فردی متصور بود، شود. یادداشتی از شهیدحسین جعفری اخیراً از سوی خانوادهاش پیدا شده كه او به روی كاغذی نوشته بود: «هیچ چیزی نمیتواند مانع موفقیت من شود» و نكته جالب توجه اینكه او موفقیت را با جوهر به رنگ قرمز نوشته است. تعبیری كه پدر و اهالی خانواده وی از آن دارند، این است كه این شهید نوجوان اوج موفقیت را شهادت میدانست كه شكر خدا به این خواسته قلبیاش هم رسید.
شهیدحسین جعفری ورزشكار رشته رزمی و كاراته بود و در این رشته ورزشی نیز با وجود سن و سال كمش به توفیقات چشمگیری دست پیدا كرده بود؛ پدرش تعبیر زیبایی در این مورد دارد، تلاش این شهید را در میدان ورزشی را با شهادت مقایسه كرده و میگوید: در تمام اوقاتی كه حسین برای مسابقات ورزشی اعزام میشد همراه او بودم و هر بار كه او به موفقیتی میرسید و حریف خود را شكست میداد چنان صدای بلند ماشاءالله میگفتم كه در كل سالن میپیچید و توجه همگان به من جلب میشد. اما افسوس كه در مسابقه شهادت با او همراه نبودم كه آنجا هم با صدای بلند ماشاءالله بگویم، اما از همینجا به تو درود میفرستم و به تو ماشاءالله میگویم كه با شهادتت من و خانوادهات را روسفید و سربلند كردی و سعادت دنیا و آخرت را برای خودت به ارمغان آوردی.
در این مقطع از دیدار اعضای كمیته شهدای قرآنی با خانواده شهید جعفری گفتاری كه صورت میگیرد شاید پاسخی به این پرسش باشد كه چه چیزی موجب میشود تا نوجوانی 17 ساله به این درجه و اعتبار شخصیتی رسیده باشد كه چنین جسور و سلحشور در راهی متعالی گام بردارد تا آنجا كه هر قدمی كه برمیدارد، خیر و صلاحی در آن است گو اینكه او به غیر از خدمت به همنوعان و اطرافیان خود و جلب رضایت خداوند به چیز دیگری نمیاندیشد؛ پاسخ روشن است! یكی از مظاهر تربیت متعالی چنین نوجوانی، رزق مباح و بزرگ شدن بر سر سفرهای است كه از طریق كسب و كار حلال به دست آمده است تا جایی كه یكی از اساتید قرآنی كه پدربزرگ شهید را از نزدیك میشناسد چنین بیان میكند كه حاج آقای جعفری زمانی كه در حجره خود مشغول داد و ستد و انتفاع مالی است به محض اینكه صدای اذان را از مأذنه میشنود، از مشتری خود مجالی چند دقیقهای میخواهد تا با عزیمت به مسجد نماز اول وقت را اقامه كرده و مجدد برای ادامه كسب و كار حاضر شود.